پشت هیچستانم
پشت هیچستان جایی است
پشت هیچستان رگ های هوا پر قاصدهایی است
که خبر می آرند از گل وا شده ی دورترین بوته ی خاک
روی شن ها هم نقش های سم اسبان سواران ظریفی است که صبح تمام شد
به سرتپه ی معراج شقایق رفتند
پشت هیچستان چتر خواهش باز است
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود
زنگ باران به صدا در می آید
آدم اینجا تنهاست
ودر این تنهایی سایه ی نارونی تا ابدیت جاریست
به سراغ من اگر می آیی نرم وآهسته بیایید
مبادا ترک بردارد چینی نازک تنهایی من
خوب بچه ها می خوام وبلاگو تعطیل کنم دیگه بچه بازی بسه
مرسی از اینکه تو این مدت به وبلاگم سر زدید از همتون ممنونم
به خصوص هومن مهدی جواد بانوی باران بزرگ موندنی
امینم که دیگه جای خود داره خودش مدیر بود
اگه فقط اسم این چندنفرو گذاشتم به خاطر این بود که خیلی بهم سر زدن
چتم دیگه می خواهم بذارم کنار
فقط هر وقت کانکت شدم بهتون سعی میکنم سر بزنم
وکامنت بذارم
دوستانی هم که در این پست آخر کامنت گذاشتن خیلی لطف کردن بعضی از شما خواستید لینکتون کنم مثل علی باشه من لینکتون میکنم اما خوب این دیگه پست آخرمه به احتمال 90%بازهم از همتون ممنونم
سپیده امیدسام tanzadعلی محمد مینا زهرا نیما سارا الهام محسن رضا بابک
و خیلی از دوستان دیگه که اگه بخواهم اسم همه رو بگم خیلی اسم میشه
خوبی بدی دیدید حلال کنید
برای همه ی شما آرزوی موفقیت مینکم
و برای همه ی اونایی که به شخصی علاقمند بودن و وبلاگشون و تمام شعراش رو به اون تقدیم میکردن یا بعضا وبلاگ مشترک داشتن آرزوی وصال میکنم
یا علی

