تبليغاتX
هزارو یک شب
هزارویک شب من پرازصدای تو بود گریه ی هرشب من فقط برای تو بود
تعطیل شد
به سراغ من اگر می آیید
پشت هیچستانم
پشت هیچستان جایی است
پشت هیچستان رگ های هوا پر قاصدهایی است
که خبر می آرند از گل وا شده ی دورترین بوته ی خاک
روی شن ها هم نقش های سم اسبان سواران ظریفی است که صبح تمام شد
به سرتپه ی معراج شقایق رفتند
پشت هیچستان چتر خواهش باز است
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود
زنگ باران به صدا در می آید
آدم اینجا تنهاست
ودر این تنهایی سایه ی نارونی تا ابدیت جاریست
به سراغ من اگر می آیی نرم وآهسته بیایید
مبادا ترک بردارد چینی نازک تنهایی من

خوب بچه ها می خوام وبلاگو تعطیل کنم دیگه بچه بازی بسه
مرسی از اینکه تو این مدت به وبلاگم سر زدید از همتون ممنونم
به خصوص هومن مهدی جواد بانوی باران بزرگ موندنی
امینم که دیگه جای خود داره خودش مدیر بود
اگه فقط اسم این چندنفرو گذاشتم به خاطر این بود که خیلی بهم سر زدن
چتم دیگه می خواهم بذارم کنار
فقط هر وقت کانکت شدم بهتون سعی میکنم سر بزنم
وکامنت بذارم
دوستانی هم که در این پست آخر کامنت گذاشتن خیلی لطف کردن بعضی از شما خواستید لینکتون کنم مثل علی باشه من لینکتون میکنم اما خوب این دیگه پست آخرمه به احتمال 90%بازهم از همتون ممنونم
سپیده امیدسام tanzadعلی محمد مینا زهرا نیما سارا الهام محسن رضا بابک
و خیلی از دوستان دیگه که اگه بخواهم اسم همه رو بگم خیلی اسم میشه
خوبی بدی دیدید حلال کنید
برای همه ی شما آرزوی موفقیت مینکم
 و برای همه ی اونایی که به شخصی علاقمند بودن و وبلاگشون و تمام شعراش رو به اون تقدیم میکردن یا بعضا وبلاگ مشترک داشتن آرزوی وصال میکنم
  یا علی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 مرداد1386ساعت 4:26 بعد از ظهر  به قلم یه عاشق | 
جوابیه2
 
سلام بچه ها
با تابستون چه میکنید؟
دیر خوابیدنا دیر بیدار شدنا
صبحانه وناهار یکی کردنا
کلاسای سر ظهر
وااااااااای این آخری که وحشتناکه
از فکر اینکه الان می خوام برم انقلاب گرممه برم دیگه چی میشه
خوب امروز می خواستم از کسانی که بهم سر زدن تشکر کنم
دفعه ی قبل به ترتیب کامنت گذاریتون ازتون تشکر کردم امروز می خوام به ترتیب تعداد دفعه هایی که تشریف اوردید الویت بندی کنم.
1)هومن جان (استاد معرفت)ممنون که بهم سر می زنی امروز حودا 15تا کامنت ازت خوندم در پست های مختلفم ممنون.شرمندم کردی.از اینکه می بینم از متنای دکترشریعتی خوشت اوده خوشحالم.درضمن من خودم به شخصه چک نکردم که شماره ها واقعی هستش یا نه اما خوب خوشحالم که واقعی بوده.یه دیالوگ نویسم واست پیدا میکنم.به بچه ها می سپرم .باهات موافقم ابلیس خیلی نازه مخصوصا وقتی باyar2میخونه.پیشرو هم با این آلبومش آبروی پرشین رپ رو برد.هیچکسم که نفرت انگیزه عمرا که ژدر رژ فارس باشه عتیقه
2)بانوی باران(فاطیما)عزیز ممنون که بهم سر می زنی از اظهار لطفت به شدت ممنونم از شعرای قشنگتم ممنون.بازم آپ کردی مثل همیشه خبرم کن
3)بزرگ موندنی عزیز خیلی خوشحالم که بازم بعد مدت ها فکر کنم 2ماه دوباره بهم سر می زنی.گفته بودی کی عشقو یادم داده.همونی که الان فکرمیکنه معشوقه اش لیاقت عشقشو نداشته وفکرنمی کنه شاید خودش نداشته.اما یه چیزی یادت باشه اگه عشقت حقیقی باشه دیگه ترکت نمیکنه همه ی عشقت رو به معشوقه ات هدیه کن تا به قول خودت زیباروی اسب سوارت بیاد.
4)امین جان ممنون که بهم سر میزنی البته جدیدا که کمترمیای خودتم کمتر آپ میکنی در هر صورت خوشحال میشم بهم سر بزنی در ضمن نمی خواد ازم اجازه بگیری هروقت ازهرپستی خوشت اومد میتونی برداری
5)وای پارتی بازی شد مهدی مهربان که خیلی شرمندم میکنه وخیلیم ازاین وبلگ که متعلق به خودشه تعریف میکنه بیشتر از امین کامنت داشت شرمنده آقا مهدی دلخور نشو الان باقی کامنتاتو دیدم ولی بلاخره باید هوای پسرعمه موداشته باشم.
6)شیلاجان مرسی که بهم سر میزنی به قول یکی از دوستان بلگفا متعلق به خودته.بازم این ورا بیا
7)Tanzadعزیز هم که مثل همیشه مختصر وپیچیده کامنت گذاشته.وبلاگتم خیلی جالب و پیچیدست ممنون
8)آریوجان ممنون که بهم سر میزنی امدوارم روز به روز موفق تر بشی وآماربازدید کنندگانت روز به روز بیشتر شه ممنونم
9)امیدسام عزیز مرسی از این همه گلی که میفرستی لطف داری تو هم وبلاگ جالبی داری
10)پسرک عاشق ممنون از اظهار لطفت اگه مدت ها بهت سرنزدم ااز روی فراموشی نبوده دوستان زیادند و وقت منه حقیر کم.میام پیشت منتظر باش
11)Hell boyعزیز پسر جهنمی که مطمئنا دلت بهشتیه شرمنده بهت سر نزده بودم ببخشیده(به جوابیه ی شماره ی10 مراجعه شود)
12)یه رنگی عزیز مرسی از انتقادت عکس رو عوض کردم امیدوارم ازاین عکس خوشت بیاد.این عکس روهومن کنار آیدیش میذاشت خیلی خوشم اومد
13)مرد صبور عزیز وبلاگت هیلی جالبه مخصوصا خاطراتش.امیدوترم هرچه زودتر کاملا هوس هاتو ترک کنی و به کالبد واقعیت برگردی.
14)دستنوشته برام یه جمله ی زیبا نوشته ممنون از حضورت: مهم نیست عاشق کی باشی. مهم اینه که عاشق باشی... چون معشوق بالاخره میره!
عاشقانه زندگی کن!
15)محمدعزیز وخاهرشون مینا هم بهم سر زدن واز من خواستن لینکشون کنم با کمال افتخار عزیزم بازم منتظر حضورتون هستم دوستان
+ نوشته شده در  سه شنبه 16 مرداد1386ساعت 3:55 بعد از ظهر  به قلم یه عاشق | 
تشکر
سلام
چاکربروبچ خوشتیپم هستیم
با عرض پوزش امروز من به قول امین جوابیه دارم

از آخرین کامنت شروع میکنم تا 15تا قبل اگه اسم کسی نبود یعنی کامنت نذاشته ناراحت

نشه درعوض بیشتر بهم سربزنه
1.هومن:از هومن عزیزم بی نهایت ممنون دیدی که نظراتتم اعمال کردم.بازم پیش ما بیا.زنگای گوشیت بی نظیره اساسی با پستای زنگت حال میکنم.واقعا شرمندم میکنی که زحمت میکشی به وب خودت سر میزنی

۲.ماه شب چهارده:دوست عزیز منظورم از داستان همکلاسی این بود که ما با این همه ادعا

فقط یه قدم تا مرگ فاصله داریم.درمورد سوال دوم هم بایدبگم فکرنکنم واقعی باشه.دقیق

نمی دونم.بازم سر بزن
۳.محمد:مرسی از شعر قشنگت عشق است وشادمهر.بازم ممنون

4.بیدل:از بیدل عزیز هم ممنون که سر زدی.وب جالبی داری.امیدوارم همکاری خوبی داشته

باشیم
5.شیما:ممنون بهم سر زدی.اشکال نداره پیش میاد.بازم به من سر بزن
6.آریو:ممنون که به من سر میزنی دیگه آشنای هومن معلومه که با معرفته مرسی عزیز.

بازم اینورا بیا
7.مهدی:مرسی که هروقت آپ میکنی خبرم میکنی.خوشحالم میکنی بازم بهم سر بزن
8.جواد:ازت خیلی ممنون هم بابت آف های زیبات هم کامنتات.ممنون.اگه بیای بازم خوشحال

میشم
9.مهران:ممنون از این که قدم رنجه فرمودی.چشم حتما بهت سر میزنم تو هم این ورا بیای

خوشحال میشم
10:سجاد:ازاظهارلطفت ممنون.حتما بهت سر میزنم.تو هم بهم سربزن
11:tanzad:مثل همیشه پیچیده می نویسی.موفق باشی.بهم سر بزن
12.گیلار:ممنون از پیشنهادت.بازم بهم سر بزن
13.بانوی باران:چشم از این به بعد آپ کردم حتما خبرت میکنم عزیزم.از شعر زیباتم بی

نهایت ممنون
14.محمد2:ممنون از اظهار لطفت.مصاحبه رو اگه بفرستی خوشحال میشم ولی همین

طوریم این پیشرو شاکی شده بچه پررو واز خودش دفاع میکنه اگه بفرستی مصاحبه رو

شاید نذارم تو وبلاگم اما خوشحال میشم بخونمش
15.رضا:ممنون از این که به من سر میزنی و هر دفعه یه گل میفرستی.اتاقم پرشداااااااا
وای بیشتر از 15 تا داره میشه شرمنده
16.mad-like-u:ممنون از اینکه بهم سر زدی
17. تنهای تنها:ممنون از اینکه به وب خودت سر زدی بازم این ورا بیا عزیز
18. چشمان خیس:ممنون از اظهارلطفت از دعوت نامتم ممنون

این ها کامنت های بدون تکرار شما تا تاریخ 2مرداد بودبعضی ها مثل هومن عزیزم جواد و 

مهدی عزیز چند بار منو شرمنده کردن

ممنونم از همه
یا علی

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 مرداد1386ساعت 1:40 قبل از ظهر  به قلم یه عاشق | 
یه پست طولانی
عجیب ترین بعدوجودی انسان به نظر من بعداحساسات اونه
احساساتی که نوری ازجانب حق اون رونورانی کرده
انتظار امید عشق نفرت عصبانیت حسادت لجبازی افسوس غرور واحساسات دیگر که هرروز

حداقل 1بار تجربه اش میکنیم
سالیان سال است که انسان ها تعاریف متعددی برای این احساسات ارائه می دهند اما هنوزهم

تعریف های فراوانی برای آنها وجود دارد
من هرروز تعریفی جدید برایشان میابم البته همگی درسته اما کامل نیست
ما انسان ها همیشه منتظریم همیشه هیچگاه ازوضع حاضر راضی نیستیم همیشه منتظر یک

اتفاق جدیدیم وفکرمیکنیم قراره یه اتفاق خارق العاده بیفته واین یعنی امید اما درنهایت تنها

چیزی که عایدمان میشود افسوس گذشته ها را میخوریم واین یعنی لجبازی با خودمان ما آدم

حتی تکلیفمون با خودمون هم روشن نیست ولی اینقدپرتوقعیم که انتظار عشق داریم
به قول یکی ازبزرگان بزرگترین عشق اونیه که ازمعشوقه مان گدایی کنیم اما مغرورتر از

آنیم که عشق راگدایی کنیم پس بعداز چندی به مرز نفرت میرسیم از همه نفرت پیدا میکنیم

دریغا که عامل و سبب خودمان بودیم انتظارداریم هرچی خواستیم بگیم اما کسی مارو نقد

نکنه واگر روزی کسی این کاروبکنه جوش میاریم وعصبانی میشیم ومرز نفرتمون گسترده

تر میشه
واین چقدر بد است
چقدربد
همه ی احساسات رو به هم ربط دادم
پس فهمیدم در این دنیا چقدر رابطه ها نزدیکند
علت معلول
همه چیز هم علتند هم معلول
احساسات انسان ها هیچگاه قابل پیش بینی نیست وزیبایی دنیا ورابطه ها همینه
اما حداقل بیاید به جای پیچوندن دیگران یه کم با خودمون روراست باشیم
اگه دقت کنید اکثرآهنگ ها شعرها دردودل ها همه داره از بیوفایی میگه اما دلیل این همه بی

وفایی چیه؟
وقتی می فهمیم طرف داره از خودمون بهمون نزدیکتر میشه از ترس لورفتن احساساتمون

بااینکه میدونیم کارمون اشتباهه اما سعی درفراموشی معشوقه مون میکنیم
این کاردرستی نیست ومن تاییدش نمیکنم اما ما آدم ها دوست نداریم احساساتمونو به

دیگران بگیم
چون میترسیم
می ترسیم یا دیگران باورنکنند یا موردتمسخرقراربگیریم ویا حس میکنیم دیگران همون

طوری که ما میخوایم منظورمون رو نمیفهمن
گاهی هم ازشنیدن وباور کردن احساسات دیگگران طفره میریم چون اونقدر خودمون

احساساتمون رو به دروغ گفتیم ویا پنهانش کردیم که باورمون نمیشه میشه احساسات واقعی

هم وجود داشته باشه
شایدم میترسیم باور کنیم وبه دیگران وابسته بشیم
ما ادما همیشه از وابستگی هراس داریم
نیمیدونم چه جوری باید متنمو تموم کنم
فقط یه خواهش ازتون دارم اونم این که
اگه وقت گذاشتید واین متنوخوندید روش فکرکنید
مطمئنم اگه تفکرتون عمیق باشه به جاهای خوبی میرسید ونسبت به احساسات دیگران

وخودتون یه دید تازه پیدا کنید
بهتون قول میدم تجربه ی بدی نباشه

آخر میخواستم از کامنت ها ی شما دوستان خوبم تشکر کنم:


1.مرسی امین جان که همیشه به وب خودت سر میزنی بابت متنی که از دکترشریعتی هم برام

فرستادی ممنون تووبلاگ خودتم نوشتی اما خوب با اجازه من با ذکر ماخذ ازش در پست

بعدیم استفاده میکنم
2.از مهدی عزیزهم ممنون که به من همیشه سر میزنه واینکه چشم حتما وقتی آپ کردم

خبرت میکنم.موفق باشی
3.غریبه ممنون ازحضورت ظاهرا خیلی از سبک رپ وپرشین رپرها بدت میاد اما یه چیزی

هیچوقت یادت نره ما فقط حق داریم عقیدمونو بگیم حق تحمیلشونداریم منم قصدم ازاین

چندپست تحمیل عقیده ام نبود اولا ابراز عقیده ام بود دوما خیلی ها هستن که به این سبک

علاقه دارن پس شما حق توهین ندارید.بازم به من سر بزن
4.پیمان هم ازداستان خوشش نیومده بود ولی به نظرمن خیلی داستان بی نظیر ومهم تراز

اون بی پروایی بود دلیل اصلی اینکه باعث شد من این داستان رو تو وبم بذارم این بود که از

چراغ قرمزها خیلی عالی نویسنده عبورکرد وبا وجود به قول شما افتضاحیش خواننده رو

پای داستان نگه میداشت ما آدما همیشه برای شنین این بحث ها پایه ایم اونم تو این سن

وسال پسرام که دیگه جای خود دارن
5.ازهومن عزیز هم خیلی ممنونم که به من سر میزنه نگران نباش بالاخره اول میشی.موفق

باشی
6. ازسیا 001هم ممنون از تعریفی که از وبلاگم کرد وبلاگ خودت قشنگه وبلاگ منو

قشنگ دیدی
7.شقایق فرشته ی آسمون گفته بودن که مملکت ما اینطوریه دیگه شادمهر که رفت خیلی

غمگین شدم.فرشته جان باهات موافقم کشور ماقدر استعدادهاشو نمیدونه من خودم به

شخصه امیدوارم جورشه از ایران برم البته نه برای زندگی کاش بتونم بورسیه بگیرم
8.رامین عزیز هم شرمنوم کرد وکلی از وبلاگم تعریف کرد ممنونم عزیز لطف داری منم

لینکت کردم بازم به من سر بزن
9.به تو چه گفته اگه تو عشق به جایی نرسیدی تو عرفانم نمیرسی اما من هرچی متنمو

خوندم جاییشو ندیدم که بگم عشق بده یا من تو عشق به جایی نرسیدم به قول امین جفتش

باید درکنار هم باشه
10.سجاد عزیز هم ابراز لطف فرمودند ممنون عزیزم بازم به من سر بزن موفق باشی
11.از حامد گل هم ممنون که به من سر زده لینکت کردم بازم به من سر بزن
12.از جواد هم به شدت ممنون که این همه با کامنتاش شرمندم میکنه بازم به من سربزن

خوشحال میشم
13.ازعلیرضای عزیز هم که همیشه قدم رنجه میکنه وبه وب خودش سرمیزنه ممنونم
14.ازشیلا هم بسیار سپاسگذارم که به من سر زد وب نازی دازی بازم به من سربزن

وااااااااااااااای خدا عجب پست طولانی وکسل کننده ای شد ولی خوب آدم باید قدر شناس باشه

دیگه
ممنون که تحملم کردین
علی یارتون
یا علی

ایتم واسه امین

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 مرداد1386ساعت 6:19 بعد از ظهر  به قلم یه عاشق | 
شب مهتابی
همه چيز از آن شب مهتابي شروع شد
شبی که من از علاقه ام به او گفتم که کاش نمیگفتم
شبي که مهتاب قصد خودنمايي داشت انگارکه مي خواست وجودش را به ماه رويان زميني ثابت کند
ستارگان چشمک زنان باتحسين به ماه چشم دوخته بودند شايد ستارگان تيز از اين همه زيبايي ماه حيرت کرده بوند مثل من
مني که آن شب افسون آن همه زيبايي شده بودم وهمه چيز را به زيبايي آسمان مي ديدم
ناگهان تکه ابري گوشه اي از رخسار بي همتاي مهتاب را پوشاند
حس کردم ماه زير اين همه نگاه اين همه چشم اين همه انتظار بيش از اين تاب نمياورد ودست به دامن ابرشده
ابري که خود مانند اين بود که شخصي سالها درطراحي آن زمان صرف کرده بوده است واکنون به ديده ي ستايش به آن مينگرد به دست ساخته ي خودش
کوچه هاي خاکي باپهناي کم در کنار خرابه هايي از يک ساختمان که در آن موقع شب حالتي مرموز پيدا کرده بود محيطي به وجدآورنده ايجاد کرده بود
محيطي که سنگدل ترين هاراوادار به ستايش خالق اين مکان ميکرد
محيطي عاشقانه براي عشاق ومحيطي عارفانه براي عارف مسلکان
جوي آبي نيز از آن کوچه عبور ميکرد
صداي آب هميشه من را عاشقتر از پيش ميکند
وقتي در اين کوچه راه ميرفتم شعر فريدن مشيري ناگاه به ذهنم آمد
شعري که آن لحظه برايم احساسات دروني ام بود
  ***بي تو مهتاب شبي باز از ان کوچه گذشتم***

             همه تن چشم شدم خيره به دنبال تــــــو گشتم

                                              شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجــودم

                         شدم ان عــــــــاشق ديــــــوانه که بـــــــودم

          در نهانخانه ي جانم گل ياد تــــو درخشيد

                                       باغ صد خاطره خنديد ,عطر صد خاطره پيچيد

       يادم ايد که شبي باهم از ان کوچه گذشتيم

                    پر گشوديم و در ان خلـــوت دلخواسته گشتيم

     ساعتي بـر لــــب ان جوي نشستيــــــــم

                          خوشه ي ماه فرو ريخته در اب

               شاخه ها دست بر اورده به مهتاب

    شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به اوازشباهنگ

                          يادم ايد تو به من گفتي از اين عشق حذر کن

                                   لحظه اي بر اين اب نظر کن

         اب ايينه ي چشم گذران است

                   تو که امروز نگاهت به نگاهي نگران است

    باش که فردا دلت با دگران است

        تا فراموش کني چندي از اين شهر سفر کن

  با تو گفتم : حذر از عشق ندانم , سفر از پيش تو هرگز نتوانم , نتوانم

                                               روز اول که دلم به تمناي تو پر زد

                      چون کبوتر لب بام تـــــو نشستم

                         تو به من سنگ زدي , من نرميدم , نگسستم

     باز گفتي که تو صيادي و من اهوي دشتم

                  تا به دام افتم , همه جا گشتم و گشتم

      حذر از عشق ندانم , سفر از پيش تو هرگز نتوانم , نتوانم

             اشکي از شاخه فرو ريخت , مرغ شب ناله ي تلخي زد و بگريخت

  اب بر عشق تو خنديد , ماه بر عشق تو تابيد

                       يادم ايد که شبي باز از ان کوچه گذشتي

             نگيري ديگر از اين عاشق ازرده خبر هم

 نکني دگر از ان کوچه گذر هم

                 *** بي تو اما به چه حالي من از ان کوچه گذشتم ***


اميدوارم باز هم شبي از آن کوچه عبر کنم واين بار نيز با معشوقه ام وهيچگاه مصرع آخر شعر برايم تعبير نشود
بي تو اما به چه حالي من از ان کوچه گذشتم
به اميد تکرار شب هايي چون آن شب
يا علي 
   

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 تیر1386ساعت 0:3 قبل از ظهر  به قلم یه عاشق | 
قطعات ادبی الی
امشب باز در سر ارزویی دور ودراز می پرورانم
ارزو میکنم بار دیگر دستان گرمت که همیشه مامنی پر از ارامش برایم بوده است را در دستانم بفشارم وبگویم ای بهترینم تا اخرین نفس می پرستمت
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 اسفند1385ساعت 6:57 بعد از ظهر  به قلم یه عاشق | 
نکته های جلب مخفی
آن گاه که ... ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس مي کني به خاطر بياور که زيبايي شهاب ها از شکستن قلب ستارگان است

رسم بازي عشق اين بود که من بشمارم و تو قايم شوي به همان رسم هاي قديمي کودکانه هنوز نشمرده بودم که رفتي... و چنان ناپيداکه... براي هميشه بدنبالت سرگردان و آواره شدم لعنت به اين بازي بچه گانه.... لعنت


 هيچ کس ويرانيم را حس نکرد... وسعت تنهائيم را حس نکرد... در ميان خنده هاي تلخ من... گريه پنهانيم را حس نکرد... در هجوم لحظه هاي بي کسي... درد بي کس ماندنم را حس نکرد... آن که با آغاز من مانوس بود... لحظه پايانيم را حس نکرد


 عشق مثه يه گنجيشك ميمونه ... اگه محكم بگيريش ميميره ... اگه شل بگيريش مي پره ... پس سعي كن يه طوري بگيريش كه آروووووم تو دستات خوابش ببره


 اگه قلب من يه اسيره اگه عشق من حقيره اگه من هميشه تنهام اگه جسم من کويره اگه خاليه دستام عزيزم من برات عاشق ترينم


 ضرب المثل جديد : 1- چاه مکن بهر کسي ، خسته ميشي 2- ديگ به ديگ چيزي نمي گه 3- شلوار مرد که دو تا شد ، حال مي کنه 4- گر صبر کني ، زير پات علف سبز مي شه 5- صلاح مملکت خويش ، رئيس جمهور داند 6- جوجه رو هروقت بشمري جيک جيک مي کنه 7- عيسي به کيش خود ، موسي به بندر عباس

 
عشق را وارد کلام کنيم ، تا به هر عابري سلام کنيم و به هر چهره اي که تبسم داشت ، ما به آن چهره احترام کنيم ... زندگي در سلام و پاسخ است ، عمر را صرف اين پيام کنيم ... عابري شايد عاشقي باشد پس به هر عابري سلام کنيم

 تنها باشي: زيرا تنها بدنيا آمده اي و تنها از دنيا خواهي رفت. بگذارعظمت عشق رادرك نكني: زيرا آنقدرعظيم است كه تورا نابود خواهد كرد. بگذار خانه ي عشقت خالي ازوجود باشد: زيرااگرعشقي درآن منزل كند به ويرانه هاي آن هم رحم نخواهد كرد. اما اگرعاشق شدي......: سعي كن تنها يك نفر را دوست داشته باشي . سعي كن عشقي كه داري عشق پاك باشد. به خنده ي اوبخند وبه گريه اوگريه كن. ......و تنها براي عشق خود قدم بردار

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 اسفند1385ساعت 8:43 قبل از ظهر  به قلم یه عاشق | 
امروز ۲بهمن تولدم بهترین وتنها ستاره ی همیشه پرفروغ قلبمه از همین جا بهش تبریک میگم

تولدت مبارک

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 بهمن1385ساعت 11:26 قبل از ظهر  به قلم یه عاشق |