پشت هیچستانم
پشت هیچستان جایی است
پشت هیچستان رگ های هوا پر قاصدهایی است
که خبر می آرند از گل وا شده ی دورترین بوته ی خاک
روی شن ها هم نقش های سم اسبان سواران ظریفی است که صبح تمام شد
به سرتپه ی معراج شقایق رفتند
پشت هیچستان چتر خواهش باز است
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود
زنگ باران به صدا در می آید
آدم اینجا تنهاست
ودر این تنهایی سایه ی نارونی تا ابدیت جاریست
به سراغ من اگر می آیی نرم وآهسته بیایید
مبادا ترک بردارد چینی نازک تنهایی من
خوب بچه ها می خوام وبلاگو تعطیل کنم دیگه بچه بازی بسه
مرسی از اینکه تو این مدت به وبلاگم سر زدید از همتون ممنونم
به خصوص هومن مهدی جواد بانوی باران بزرگ موندنی
امینم که دیگه جای خود داره خودش مدیر بود
اگه فقط اسم این چندنفرو گذاشتم به خاطر این بود که خیلی بهم سر زدن
چتم دیگه می خواهم بذارم کنار
فقط هر وقت کانکت شدم بهتون سعی میکنم سر بزنم
وکامنت بذارم
دوستانی هم که در این پست آخر کامنت گذاشتن خیلی لطف کردن بعضی از شما خواستید لینکتون کنم مثل علی باشه من لینکتون میکنم اما خوب این دیگه پست آخرمه به احتمال 90%بازهم از همتون ممنونم
سپیده امیدسام tanzadعلی محمد مینا زهرا نیما سارا الهام محسن رضا بابک
و خیلی از دوستان دیگه که اگه بخواهم اسم همه رو بگم خیلی اسم میشه
خوبی بدی دیدید حلال کنید
برای همه ی شما آرزوی موفقیت مینکم
و برای همه ی اونایی که به شخصی علاقمند بودن و وبلاگشون و تمام شعراش رو به اون تقدیم میکردن یا بعضا وبلاگ مشترک داشتن آرزوی وصال میکنم
یا علی
((چیست در زمزمه ی مبهم آب؟
چیست در همهمه ی دلکش برگ؟
چیست در بازی آن ابر سپید,
روی این آبی آرام بلند,
که تورا میبرد اینگونه به ژرفای خیال؟))
((چیست در خلوت خاموش کبوترها؟
چیست در خنده ی جام؟))
که تو چندین ساعت مات ومبهوت به آن می نگری؟
نه به ابر
نه به آب
نه به برگ
نه به این آبی آرام بلند
نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام
نه به این خلوت خاموش کبوترها
من به این جمله نمی اندیشم
من مناجات درختان را هنگام سحر,
رقص عطر گل یخ را با باد,
نفس پاک شقایق را در سینه ی کوه,
صحبت چلچله ها را با صبح,
نبض پاینده ی هستی را,در گندم زار
گردش رنگ وطراوت را در گونه ی گل,
همه را می شنوم,می بینم!
من به این جمله نمی اندیشم!
به تو می اندیشم!
ای سراپا همه خوبی,
تک وتنهابه تو می اندیشم!
همه وقت,
همه جا,
من به هرحال که باشم به تو می اندیشم!
توبدان این را
تنها تو بدان
تو بیا,
توبمان با من تنها تو بمان.
جای مهتاب به تاریکی شب ها تو بتاب!
من فدای تو,به جای همه ی گل ها بخند!
اینک این من که به پای تودرافتادم باز.
ریسمانی کن از آن موی دراز,
توبگیر!
توببند!
توبخواه!
پاسخ چلچله هارا توبگو!
قصه ی ابرها را تو بخوان!
تو بمان با من,تنها تو بمان!
در دل ساغرهستی تو بجوش!
من,همین یک نفس از جرعه ی جانم باقیست,
آخرین جرعه ی این جام تهی را تو بنوش
کنه.تا اینکه یه شب وقتی سرت رو,رو به آسمون بلند میکنی دیگه هیچ اثری ازاون ستاره نیست.اون موقع است که تموم غم های دنیا میریزه تو دلت.
بعدازاون شب تا مدت ها دیگه سرت رو,روبه آسمون بلند نمی کنی.تا بلاخره بعدازمدت هت می فهمی با رفتن اون ستاره هنوز هم زنده ای...
بازهم زندگی میکنی ...نفس می کشی ودنیای پیرامونت هنوزوجودداره پس دلیلی نداره که نخوای به اون میلیون ها ستاره ی دیگه نگاه نکنی.
بعداز اون تصمیم هرشب می ری ویکی ازاون ستاره های خیلی قشنگ رو تماشا میکنی.وبازهم شب میری و می بینی اثری ازاون ستاره نیست.
اما ایندفعه مثل دفعه ی قبل ناامید نمی شی وبازمیری سراغ یه ستاره ی زیبای دیگه.
همشون میرن...تا اینکه نوبت به آخرین ستاره ای که تو آسمونه میرسهواما آخرین ستاره هیچوقت ازبین نمیره...چون تو با نهایت وجود دوستش داری.
عاشقانه زندگی کن!
شيوانا با تبسم گفت:" اما عشق تو به دخترك چه ربطي به دخترك دارد!؟"
شاگرد با حيرت گفت:" ولي اگر او نبود اين عشق و شور و هيجان هم در وجود من نبود!؟"
شيوانا با لبخند گفت:" چه كسي چنين گفته است. تو اهل دل و عشق ورزيدن هستي و به همين دليل آتش عشق و شوريدگي دل تو را هدف قرار داده است. اين ربطي به دخترك ندارد. هركس ديگر هم جاي دختر بود تو اين آتش عشق را به سمت او مي فرستادي. بگذار دخترك برود! اين عشق را به سوي دختر ديگري بفرست. مهم اين است كه شعله اين عشق را در دلت خاموش نكني . معشوق فرقي نمي كند چه كسي باشد! دخترك اگر رفت با رفتنش پيغام داد كه لياقت اين آتش ارزشمند را ندارد. چه بهتر! بگذار او برود تا صاحب واقعي اين شور و هيجان فرصت جلوه گري و ظهور پيدا كند! به همين سادگي!
فکر میکنم این داستان بهترین جواب برای پست قبلم هستش
ازوبلاگ khaterat-e-man.blogfa.com
عشق يه دروغ محضه يه سراب زيبا يه گرداب که تا لحظه اي که در اون فنا نشي باور نميکني داري نابودميشي با اينکه اين همه از عشق بدميگم اما مي دونم بازم عاشق ميشم چون اينقدر حقايق تلخه که مي هوام دلمو به سراب ودروغ خوش کنم
عشق يعني با غم الفت داشتن
سوختن با درد نسبت داشتن
عشق دريک جمله يعني انتظار
انتظار روز رجـــعت داشتن
عشق يعني مستي و ديوانگي
عشق يعني در جهان بيگانگي
عشق يعني شب نخفتن تا سحر
عشق يعني سجده ها با چشمان تر
عشق يعني سر به در آويختن
عشق يعني اشک حسرت ريختن
عشق يعني در جهان رسوا شدن
عشق يعني مست و بي پروا شدن
عشق يعني سوختن يا ساختــن
عشق يعني زندگي را باختن
البته من يه شخصه براين باورم که هيچکس هيچوقت هيچ کجا نمي تونه عشق روتعريف کنه اما با اين وجود من اين شعرو نوشتم قبلا اين تعريف رو قبول نداشتم وفکر ميکردم عشق فقط يه معني داره اونم وصاله اما الام ميبينم نه هميشه آدماي ساده لوح رومسخره ميکردم وفکرميکردم رودست ندارم اما ديدم نه از عشق نميشه فرار کرد
2) دخترك لحظه شماري مي كرد تا به عشقش برسه....احساس مي كرد كه اگه تو دنيا يك نيمه گمشده داشته باشه ، اون همين پسره....اما يه روز خبر بدي ميشنوه....پسرك ميگه كه بيماري كشنده اي داره و اونا نمي تونند با هم ازدواج كنند....از اون به بعد كار دختر، فقط ميشه گريه كردن.....چند ماه بعد خبري مي شنوه كه اونو ديونه مي كنه....اون پسر دروغ گفته بود و با دختر ديگه اي ازدواج كرده!
3) پسرك به خاطر دختر رودرروي خانواده اش ايستاده و با پدرش مشاجره كرده اما وقتي موضوع ازدواج رو با دختر در ميون ميذاره ، دختر خيلي بي تفاوت ميگه كه ما فقط دوست بوديم و نمي خوام بيش از اين رابطه اي داشته باشيم. حالا پسرك خيلي افسرده است.
4) دخترك دلبسته پسر شده اما پسر اصلا متوجه اين عشق نشده....دخترك روش نميشه بهش بگه دوستت دارم اما دلش مي خواست مي تونست اين جمله رو فرياد كنه. اون رو اين عشق خيلي حساب باز كرده اما پسر فقط براي سرگرمي رفاقت مي كنه و خيلي زود دخترك با عشق درون دلش تنها مي مونه

همه طبقات آسمانها را عروج كردم و هيچ نيافتم
بر همه درياهاي غيب گذشتم
و از هر كدام مشتي برگرفتم،
همه ي چشمه سارهاي بهشت عدن را سركشيدم
از همه جرعه ها نوشيدم
چهره ام را در زير همه ي باران هاي بهارين ملكوت گرفتم
و قطره هايي را مزه كردم
از آب غديرهاي بلوريني كه در دل كوه ها و سينه ي دشت هاي بي كرانه ي ماوراء پراكنده بود چشيدم اما،
خوش گواري هركدام را كه مي چشيدم
به اميد زلال تر و به هواي خوش گوارتر
به سوي ديگري مي تاختم
در نفس روح بخش صبحگاهان پرشكوه ملكوت،
قطره هاي درشت و شاداب شبنم ها را
كه بر نيلوفرهاي بهشت از شادي و سرشاري مي لرزيدند
با لب هاي كنجكاو آزمايشگرم، مي ربودم
و جگرم سيراب مي شد
و درونم نوازش مي يافت
اما دلم بهانه مي گرفت، راضي نمي شد،
و جامم همچنان خالي مي ماند
آي مردم ...به خدا
روزگاري دل من شيدا بود
نه غمي داشت نه سوداي غمي
دلبري داشت و ز عشق
در بازار وفا. خوشترين عاشق بي پروا بود
مذهبش الفت بود. کعبه اش يک دل خرد
و به آيين صداقت پابند . و پرستيد خدايي که از آن
سوي بي مرز زمان پيدا بود روزگارش خوش بود و زعشق زمان
سبزتر بود و فرا از تپش دريا بود . او نمي رفت خطا . عاشقي بود که با جور و جفا کار نداشت
بي ريا بود و دلي . در بي آزار نداشت .
او در آن رونق عشق . دوست ميداشت صبا وزش شب بوها
بارش شبنم شوق . تپش زنجره ها رقص آن شاپرک قاصد عشق
دوست ميداشت شب و ماه و زمين
خلوتي کوته و بر خاطره و پاک ترين
با دو چشمي که فراسوي محبت مي زد از عمق سياهي بر دل عشق کمين
بخت ياري گر او بود و زمان . رام در گردش او و طلوع خورشيد بود در جوشش او
به سر حد پرستش خوش بود :
کلبه اي ساخته بود که به اندازه پرهاي صداقت آبي
و به اندازه ايوان محبت جا داشت
دلبري داشت و دلي داشت و دو چشم بي تاب
کلبه اي بود و شبي بود و صفاي مهتاب
با همه قصه عشق او که خوشبخترين عاشق بي پروا بود
جز دلي همدم عشق بي کس تنها بود
ناگهان تلخ شبي باد غم برپا شد کلبه اش ويران گشت
همه شادي نشاط دل او به دمي نالان گشت باد غربت نگريست
آسمان دل او تيره وتار با دلي تنگ گريست
پيک تقدير پي اش آمد و گفت : بايد از شهر وفا کوچ کني
گر وفادار به عشقي و دلت در کف اوست همه راپوچ کني
دل او ديوانه با همه خلق جهان بيگانه داغ محنت به تنش رفت از شهر وفا
تا شود قصه او افسانه رفت تا تلخترين غربت غمها بزند مستانه
گر چه مي ديد که با قاصد مرگش شده هم پيمانه
او کنون مرده عشق ساکن اين وطن است از دل خاک خطابش به شماست :
واي ! اي خلق جهان اي شمايان که کنون بر مزار من دل عاشق بي فرجاميد
کو پيامي ز بر دلبر دل داده مست ؟ که صفايي دهد اين کلبه ويرانه پست
برسانيد به صبا : من نگويم که به بالين من خاک نشين
قدمي رنجه نما کاش ميشد که تو اي غايت عشق
ز همه رنج دلم لحظه اي غم زده فرياد کني و در آن لذت و شادي و نشاط
به دمي قصه آن خاطره را ياد کني !
بگذار در نگاه تو ذوب شوم
بگذار در زير باران شانه به شانه ات قدم زنم و تو برايم از ارزوهايت ترانه بسرايي
بگذار به قداست عشقمان كوچك شوم وقتي با تو به پرواز شاپركهاي كنار بركه ميخندم
بگذار شبها رو به ستاره ها خاطرات شيرينمان را شماره كنيم
بگذار هميشه در ذهنم مثل نگاه اول مهربان و پاك باشي
بگذار نامم چون شاه كليدي بر درگاه قلبت هميشكي باشد
بگذار نگاهمان نه به هوس كه به عشق ...آنهم عشقي آسماني در هم گره خورد
بگذار دلم براي تو باشد
بگذار دلت ...حالم را بپرسد
بگذار قلبم براي تو بتپد
بگذار آرزوهايم با تو باشد ...براي تو.....به خاطر تو
بگذار خيال كنم "دوستم داري " و از اين خيال شبها تا سپيدي روز با ستاره ها باشم
باز در چهره خاموش خيال
خنده زد چشم گناه آموزت
باز من ماندم و در غربت دل
حسرت بوسه هستي سوزت
باز من ماندم و يك مشت هوس
باز من ماندم و يك مشت اميد
ياد آن پرتو سوزنده عشق
كه ز چشمت به دل من تابيد
باز در خلوت من دست خيال
صورت شاد ترا نقش نمود
بر لبانت هوس مستي ريخت
در نگاهت عطش طوفان بود
ياد آن شب كه ترا ديدم و گفت
دل من با دلت افسانه عشق
چشم من ديد در آن چشم سياه
نگهي تشنه و ديوانه عشق
ياد آن بوسه كه هنگام وداع
بر لبم شعله حسرت افروخت
ياد آن خنده بيرنگ و خموش
كه سراپاي وجودم را سوخت
رفتي و در دل من ماند به جاي
عشقي آلوده به نوميدي و درد
نگهي گمشده در پرده اشك
حسرتي يخ زده در خنده سرد
آه اگر باز بسويم آيي
ديگر از كف ندهم آسانت
ترسم اين شعله سوزنده عشق
آخر آتش فكند بر جانت
فروغ
در ادامه ی مطلب چند شعر زیباست حتما بخونید(با تشکر :امین)
ادامه مي دهيم
چاکربروبچ خوشتیپم هستیم
با عرض پوزش امروز من به قول امین جوابیه دارم
از آخرین کامنت شروع میکنم تا 15تا قبل اگه اسم کسی نبود یعنی کامنت نذاشته ناراحت
نشه درعوض بیشتر بهم سربزنه![]()
1.هومن:از هومن عزیزم بی نهایت ممنون دیدی که نظراتتم اعمال کردم.بازم پیش ما بیا.زنگای گوشیت بی نظیره اساسی با پستای زنگت حال میکنم.واقعا شرمندم میکنی که زحمت میکشی به وب خودت سر میزنی
۲.ماه شب چهارده:دوست عزیز منظورم از داستان همکلاسی این بود که ما با این همه ادعا
فقط یه قدم تا مرگ فاصله داریم.درمورد سوال دوم هم بایدبگم فکرنکنم واقعی باشه.دقیق
نمی دونم.بازم سر بزن
۳.محمد:مرسی از شعر قشنگت عشق است وشادمهر.بازم ممنون
4.بیدل:از بیدل عزیز هم ممنون که سر زدی.وب جالبی داری.امیدوارم همکاری خوبی داشته
باشیم
5.شیما:ممنون بهم سر زدی.اشکال نداره پیش میاد.بازم به من سر بزن
6.آریو:ممنون که به من سر میزنی دیگه آشنای هومن معلومه که با معرفته مرسی عزیز.
بازم اینورا بیا
7.مهدی:مرسی که هروقت آپ میکنی خبرم میکنی.خوشحالم میکنی بازم بهم سر بزن
8.جواد:ازت خیلی ممنون هم بابت آف های زیبات هم کامنتات.ممنون.اگه بیای بازم خوشحال
میشم
9.مهران:ممنون از این که قدم رنجه فرمودی.چشم حتما بهت سر میزنم تو هم این ورا بیای
خوشحال میشم
10:سجاد:ازاظهارلطفت ممنون.حتما بهت سر میزنم.تو هم بهم سربزن
11:tanzad:مثل همیشه پیچیده می نویسی.موفق باشی.بهم سر بزن
12.گیلار:ممنون از پیشنهادت.بازم بهم سر بزن
13.بانوی باران:چشم از این به بعد آپ کردم حتما خبرت میکنم عزیزم.از شعر زیباتم بی
نهایت ممنون
14.محمد2:ممنون از اظهار لطفت.مصاحبه رو اگه بفرستی خوشحال میشم ولی همین
طوریم این پیشرو شاکی شده بچه پررو واز خودش دفاع میکنه اگه بفرستی مصاحبه رو
شاید نذارم تو وبلاگم اما خوشحال میشم بخونمش
15.رضا:ممنون از این که به من سر میزنی و هر دفعه یه گل میفرستی.اتاقم پرشداااااااا
وای بیشتر از 15 تا داره میشه شرمنده
16.mad-like-u:ممنون از اینکه بهم سر زدی
17. تنهای تنها:ممنون از اینکه به وب خودت سر زدی بازم این ورا بیا عزیز
18. چشمان خیس:ممنون از اظهارلطفت از دعوت نامتم ممنون
این ها کامنت های بدون تکرار شما تا تاریخ 2مرداد بودبعضی ها مثل هومن عزیزم جواد و
مهدی عزیز چند بار منو شرمنده کردن
ممنونم از همه
یا علی
چشمانم را ميبندم
چشمانم را باز ميكنم
دريايي آبي در زيرم پهن شده و آسماني بيكرانه بر بالاي سرم برافراشته است.مردمك را مي چرخانم.تكه
ابرهايي كه با وزش باد آرام آرام از جلوي خورشيد حركت مي كنند.و خورشيدي چشمك زن و صورت من كه
غرق در بازي نور شده.نور....سايه......نور.....سايه......آن قدر سبك شده ام كه به راحتي روي آب شناورم.
ساحلي در كار نيست.آسمان است و دريا است و من.چه بي كرانگي زيبايي.چه آسايشي.چه قدر منتظر چنين
روزي بوده ام.اينجا بهشت من است.
ساعتي مي گذرد و من آرام......ساعتي ديگر و من آرام......ساعتي ديگر و من آرام......احساس ميكنم چيزي
در درونم دارد اتفاق مي افتد.اندكي مي گذرد.هنوز همه چيز خوب است.نه كوسه اي،نه مرغابي و نه.......
هيچ نيست.من هستم و دريا و آسمان.ناگهان خاطره اي از گذشته بر ذهنم مي گذرد.كمي تاريك و وهم آلود
است.اما دارم مي بينمش.يك لبخند است.بر لب كسي كه دوستش دارم.دلم مي لرزد.چه احساس عجيبي.دريا
كمي مواج شده.ابر ها سريع تر حركت ميكنند.تنم دارد تكان مي خورد.خاطره اي ديگر مي آيد.مادر با شربتي
آمد.خسته نباشي.دريا مواج تر مي شودابرها سريع تر و سريع تر مي آيند.بازي نور روي صورتم پايان
ميابد.نور كم شده.صحنه هاي عمر يك به يك مي آيند.خاطره ها جان مي گيرند.دريا طوفاني شده.آسمان تيره
است.چه باران سهمگيني.يك موج بزرگ.به زير آب ميروم.نفسم بند آمده،اما هم چنان خاطره ها نفس دارند.
گريه نوزادي،دستان ترك خورده پير مردي،وتابوت يك شهيد............آرامشم به هم خورد.چه آرامش
زود گذري.نه،اينجا آرامشي نيست.ديگر اين آسايش هميشه در سكون را نميخواهم.يا آرامشي وجود ندارد و
يا من آن را نيافته ام.نفسم بند آمده،اما هم چنان ياد بوسه بر گونه معشوقه ام شيرين است.ياد محبت مادرم.
ياد انسان ها.ياد اشكي كه ريخته ام و .........و ياد سفري كه بي پايان مانده و راهي كه نيافته ام.من در اينجا
سكون نميخواهم.اين ديگر آرامشم نيست.من اين خاطرات تلخ و شيرين را بيشتر دوست ميدارم.هر چند اينها
هم نهايتش نيست.اما حتي در نهايتي كه نيافته ام،دستان معشوقه را ميخواهم.بوسه مادر را و .....
چشمانم را باز ميكنم.مي انديشم كه چيست آرامش حقيقي و همگاني......
تقويمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقي بود
پريشان شد و آشفته و عصباني نزد خدا رفت تا روزهاي بيشتري از خدا
بگيرد. داد زد و بد و بيراه گفت . خدا سكوت كرد . جيغ زد و جار و جنجال
راه انداخت . خدا سكوت كرد . آسمان و زمين را به هم ريخت . خدا سكوت
كرد.
به پر و پاي فرشته و انسان پيچيد خدا سكوت كر د. كفر گفت و سجاده دور
انداخت. خدا سكوت كرد . دلش گرفت و گريست و به سجده افتاد . خدا
سكوتش را شكست و گفت : عزيزم، اما يك روز ديگر هم رفت . تمام روز
را به بد و بيراه و جار و جنجال از دست دادي . تنها يك روز ديگر باقي
است. بيا و لااقل اين يك روز را زندگي كن.
لا به لاي هق هقش گفت : اما با يك روز ... با يك روز چه كار مي توان
كرد؟ ...
خدا گفت : آن كس كه لذت يك روز زيستن را تجربه كند، گويي هزار سال
زيسته است و آنكه امروزش را در نمي يابد هزار سال هم به كارش نمي آيد.
آنگاه سهم يك روز زندگي را در دستانش ريخت و گفت : حالا برو و
زندگي كن
او مات و مبهوت به زندگي نگاه كرد كه در گودي دستانش مي درخشيد. اما
مي ترسيد حركت كند . مي ترسيد راه برود . مي ترسيد زندگي از لا به لاي
انگشتانش بريزد . قدري ايستاد ... بعد با خودش گفت : وقتي فردايي ندارم،
نگه داشتن اين زندگي چه فايده اي دارد؟ بگذارد اين مشت زندگي را
مصرف كنم.
آن وقت شروع به دويدن كرد . زندگي را به سر و رويش پاشيد . زندگي را
نوشيد و زندگي را بوييد . چنان به وجد آمد كه ديد مي تواند تا ته دنيا بدود،
مي تواند بال بزند، م يتواند پا روي خورشيد بگذارد. مي تواند ...
او در آن يك روز آسمانخراشي بنا نكرد، زميني را مالك نشد، مقامي را به
دست نياورد، اما ....
اما در همان يك روز دست بر پوست درختي كشيد، روي چمن خوابيد
كفشدوزدكي را تماشا كرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد و به آنهايي
كه او را نمي شناختند سلام كرد و براي آنها كه دوستش نداشتند از ته دل
دعا كرد . او در همان يك روز آشتي كرد و خنديد و سبك شد . لذت برد و
سرشار شد و بخشيد. عاشق شد و عبور كرد و تمام شد.
او در همان يك روز زندگي كرد، اما فرشته ها در تقويم خدا نوشتند : امروز
او درگذشت. كسي كه هزار سال زيسته بود
عرفان نظر آهاري – چلچراغ شماره 145
براي امروز 2تاداستان کوتاه براتون انتخاب کردم
با آرزوي طلوع شاديها وغروب غم هاي تک تک شما دوستان
يا حق
ليلي نام ديگر آزادي است
دنيا كه شروع شد زنجير نداشت. خدا دنيا را بي زنجير آفريد
آدم بود كه زنجير را ساخت. شيطان كمكش كرد.
دل زنجير شد؛ عشق زنجير شد ؛ دنيا پر از زنجير شد؛ و آدم ها همه ديوانه
زنجيري
خدا دنياي بي زنجير مي خواست. نام دنياي بي زنجير اما بهشت است
امتحان آدم همين جا بود. دستهاي شيطان از زنجير پر بود
خدا گفت: زنجيرت را پاره كن. شايد نام زنجير تو عشق است.
يك نفر زنجيرهايش را پاره كرد . نامش را مجنون گذاشتند . مجنو ن اما نه
ديوانه بود و نه زنجيري . اين نام را شيطان بر او گذاشت . شيطان آدم را در
زنجير ميخواست .
ليلي مجنون را بي زنجير مي خواست. ليلي ميدانست خدا چه مي خواهد
ليلي كمك كرد تا مجنون زنجيرش را پاره كند . ليلي زنجير نبود . ليلي
نميخواست زنجير باشد
ليلي ماند؛ زيرا ليلي نام ديگر آزادي است
عرفان نظرآهاري
"پروردگارم، مهربان من،
از دوزخ اين بهشت، رهايي ام بخش!
در اينجا هر درختي مرا قامت دشنامي است
و هر زمزمه اي بانگ عزايي
و هر چشم اندازي سكوت گنگ و بي حاصلي،
رنج زاي گسترده اي.
در هراس دم مي زنم.
در بي قراري زندگي مي كنم.
و بهشت تو براي من بيهودگي رنگيني است.
اين حوران زيبا و قلمان رعنا
همچون مائده هاي ديگر براي پاسخ نيازي در من اند،
اما خود من بي پاسخ مانده ام.
هيچ كس، هيچ چيز
در اين جا "به خود" هيچ نيست.
"بودن من" بي مخاطب مانده است.
من در اين بهشت،
همچون تو در انبوه آفريده هاي رنگارنگت تنهايم.
"تو قلب بيگانه را مي شناسي كه خود
در سرزمين وجود بيگانه بوده اي"!
"كسي را برايم بيافرين تا در او بيارامم"!
دردم درد "بي كسي" بود
حتی دیگر نگذارند فردا بر گردم
وباز آوای محزون تنهایی سنگین و رنج آلود
روح تنهایم را در زیر رواق بلند و زیبای صومعه ام زمزمه کنم
آری
حتی اگر فردا دیگر نگذاشتند که بر گردم
حتی اگر دیگر نتوانستم آواز بخوانم
طنین آوای من که از درون صومعه بر می خاست
همواره در این کوهستان خواهد پیچید.
دکتر علی شریعتی
دفتر های سبز
مرسی از امین عزیز به خاطر این کامنتش ومتنی که فرستاده
احساساتی که نوری ازجانب حق اون رونورانی کرده
انتظار امید عشق نفرت عصبانیت حسادت لجبازی افسوس غرور واحساسات دیگر که هرروز
حداقل 1بار تجربه اش میکنیم
سالیان سال است که انسان ها تعاریف متعددی برای این احساسات ارائه می دهند اما هنوزهم
تعریف های فراوانی برای آنها وجود دارد
من هرروز تعریفی جدید برایشان میابم البته همگی درسته اما کامل نیست
ما انسان ها همیشه منتظریم همیشه هیچگاه ازوضع حاضر راضی نیستیم همیشه منتظر یک
اتفاق جدیدیم وفکرمیکنیم قراره یه اتفاق خارق العاده بیفته واین یعنی امید اما درنهایت تنها
چیزی که عایدمان میشود افسوس گذشته ها را میخوریم واین یعنی لجبازی با خودمان ما آدم
حتی تکلیفمون با خودمون هم روشن نیست ولی اینقدپرتوقعیم که انتظار عشق داریم
به قول یکی ازبزرگان بزرگترین عشق اونیه که ازمعشوقه مان گدایی کنیم اما مغرورتر از
آنیم که عشق راگدایی کنیم پس بعداز چندی به مرز نفرت میرسیم از همه نفرت پیدا میکنیم
دریغا که عامل و سبب خودمان بودیم انتظارداریم هرچی خواستیم بگیم اما کسی مارو نقد
نکنه واگر روزی کسی این کاروبکنه جوش میاریم وعصبانی میشیم ومرز نفرتمون گسترده
تر میشه
واین چقدر بد است
چقدربد
همه ی احساسات رو به هم ربط دادم
پس فهمیدم در این دنیا چقدر رابطه ها نزدیکند
علت معلول
همه چیز هم علتند هم معلول
احساسات انسان ها هیچگاه قابل پیش بینی نیست وزیبایی دنیا ورابطه ها همینه
اما حداقل بیاید به جای پیچوندن دیگران یه کم با خودمون روراست باشیم
اگه دقت کنید اکثرآهنگ ها شعرها دردودل ها همه داره از بیوفایی میگه اما دلیل این همه بی
وفایی چیه؟
وقتی می فهمیم طرف داره از خودمون بهمون نزدیکتر میشه از ترس لورفتن احساساتمون
بااینکه میدونیم کارمون اشتباهه اما سعی درفراموشی معشوقه مون میکنیم
این کاردرستی نیست ومن تاییدش نمیکنم اما ما آدم ها دوست نداریم احساساتمونو به
دیگران بگیم
چون میترسیم
می ترسیم یا دیگران باورنکنند یا موردتمسخرقراربگیریم ویا حس میکنیم دیگران همون
طوری که ما میخوایم منظورمون رو نمیفهمن
گاهی هم ازشنیدن وباور کردن احساسات دیگگران طفره میریم چون اونقدر خودمون
احساساتمون رو به دروغ گفتیم ویا پنهانش کردیم که باورمون نمیشه میشه احساسات واقعی
هم وجود داشته باشه
شایدم میترسیم باور کنیم وبه دیگران وابسته بشیم
ما ادما همیشه از وابستگی هراس داریم
نیمیدونم چه جوری باید متنمو تموم کنم
فقط یه خواهش ازتون دارم اونم این که
اگه وقت گذاشتید واین متنوخوندید روش فکرکنید
مطمئنم اگه تفکرتون عمیق باشه به جاهای خوبی میرسید ونسبت به احساسات دیگران
وخودتون یه دید تازه پیدا کنید
بهتون قول میدم تجربه ی بدی نباشه
آخر میخواستم از کامنت ها ی شما دوستان خوبم تشکر کنم:
1.مرسی امین جان که همیشه به وب خودت سر میزنی بابت متنی که از دکترشریعتی هم برام
فرستادی ممنون تووبلاگ خودتم نوشتی اما خوب با اجازه من با ذکر ماخذ ازش در پست
بعدیم استفاده میکنم
2.از مهدی عزیزهم ممنون که به من همیشه سر میزنه واینکه چشم حتما وقتی آپ کردم
خبرت میکنم.موفق باشی
3.غریبه ممنون ازحضورت ظاهرا خیلی از سبک رپ وپرشین رپرها بدت میاد اما یه چیزی
هیچوقت یادت نره ما فقط حق داریم عقیدمونو بگیم حق تحمیلشونداریم منم قصدم ازاین
چندپست تحمیل عقیده ام نبود اولا ابراز عقیده ام بود دوما خیلی ها هستن که به این سبک
علاقه دارن پس شما حق توهین ندارید.بازم به من سر بزن
4.پیمان هم ازداستان خوشش نیومده بود ولی به نظرمن خیلی داستان بی نظیر ومهم تراز
اون بی پروایی بود دلیل اصلی اینکه باعث شد من این داستان رو تو وبم بذارم این بود که از
چراغ قرمزها خیلی عالی نویسنده عبورکرد وبا وجود به قول شما افتضاحیش خواننده رو
پای داستان نگه میداشت ما آدما همیشه برای شنین این بحث ها پایه ایم اونم تو این سن
وسال پسرام که دیگه جای خود دارن
5.ازهومن عزیز هم خیلی ممنونم که به من سر میزنه نگران نباش بالاخره اول میشی.موفق
باشی
6. ازسیا 001هم ممنون از تعریفی که از وبلاگم کرد وبلاگ خودت قشنگه وبلاگ منو
قشنگ دیدی
7.شقایق فرشته ی آسمون گفته بودن که مملکت ما اینطوریه دیگه شادمهر که رفت خیلی
غمگین شدم.فرشته جان باهات موافقم کشور ماقدر استعدادهاشو نمیدونه من خودم به
شخصه امیدوارم جورشه از ایران برم البته نه برای زندگی کاش بتونم بورسیه بگیرم![]()
8.رامین عزیز هم شرمنوم کرد وکلی از وبلاگم تعریف کرد ممنونم عزیز لطف داری منم
لینکت کردم بازم به من سر بزن
9.به تو چه گفته اگه تو عشق به جایی نرسیدی تو عرفانم نمیرسی اما من هرچی متنمو
خوندم جاییشو ندیدم که بگم عشق بده یا من تو عشق به جایی نرسیدم به قول امین جفتش
باید درکنار هم باشه
10.سجاد عزیز هم ابراز لطف فرمودند ممنون عزیزم بازم به من سر بزن موفق باشی
11.از حامد گل هم ممنون که به من سر زده لینکت کردم بازم به من سر بزن
12.از جواد هم به شدت ممنون که این همه با کامنتاش شرمندم میکنه بازم به من سربزن
خوشحال میشم
13.ازعلیرضای عزیز هم که همیشه قدم رنجه میکنه وبه وب خودش سرمیزنه ممنونم
14.ازشیلا هم بسیار سپاسگذارم که به من سر زد وب نازی دازی بازم به من سربزن
وااااااااااااااای خدا عجب پست طولانی وکسل کننده ای شد ولی خوب آدم باید قدر شناس باشه
دیگه
ممنون که تحملم کردین
علی یارتون
یا علی
ایتم واسه امین![]()
![]()
فکرنکنم حالا حالاها ازرپ چیزی بذارم امروزحسابی ترکوندم
فعلا یا علی







اینم یه عکس تکی از عرفان

آخرین خبرها از گروه زدبازی
سامان اومده ایران و آلبومشون تا تابستون میاد ۱۳ تا ۱۶ تراک
تا عید ۲ تا تک تراک میدن بیرون و ممکن این آهنگها مربوط به آلبوم هم باشه
آهنگها و آلبومشون برای اولین بار از اینجا پخش میشه



تهی(بچه مظلوم رو دارید؟)
درضمن مطالب این چند پست از وبسایت های زیر هستش
http://www.nasrinee.blogfa.com/
http://www.sarzamin-rap.blogfa.com/
rap98.com
songbsong.com

مسعود متولداسفند۱۳۶۶ هست و نسبت به سنش خیلی خوب کار کنه.
مسعود از ۴ سال پیش این کارو شورو کرده بود ولی تا الان کارش ترکیده.!!!
مسعود اولین کاره r&b خودش رو با mab و rf شرو کرد.که اسم کارشونم
دختر جون بود که تو زمانه خودش ترکید.
و بعد از این با یه گروه به اسم گروه هم ppg بود که به علت
ناسازگاری با اخلاق اونا تا ۳ آهنگ بیشتر نکشید.!!
وبعد از این با رپری بسیار ماهر با اسم ali.g ادامه داد کارشو.
و بعد از این یه آهنگ درخواستی با شاهین فلاکت کار کرد که
اسم آهنگش من بدشانسم بود که خودتون میدونید که ترکید.!!


آی دی مسعود سعیدی :
masud_gitarist

سروش هیچ کس : 09123045650
رضا پیشرو : 09126275862
حسین تهی : 09329510111
سینا نرگال : 09125342749
سامان فینچر : 09125342749
بابک تیغه : 09122276501
امیر تتلو : 09123702067
پارسا دیاکو : 09121395668
شاهین فلاکت : 09329169569
حسام استپس : 09122796320
پارازیت : 09111544572
سعید توپاک : 09125879347
داریا : 02177459712
علیش مس : 09121253788
کامی ام سی : 09122503820
افشین یار ۲ : 09123434763
۲.MJ - Mj_Zed@yahoo.COM
۳.Saloome - Saloome_Beat@yahoo.COM
۴.Pishro - Rz_Pishro@yahoo.com & R_E_Z_A39@yahoo.COM
۵.Sijal - Rap_Sijal@yahoo.com
۶.Tohi - HoseinTohi@yahoo.com
۷.Eblis - Rap_051@yahoo.com
۸.R-MIN 2@FM - Armin_Coolboy2003@yahoo.com
۹.Yar 2 - Rap_Yar2@yahoo.com
۱۰.Felakat - Fewlawkawtz@yahoo.com
11.Ahura - Rap.Ahura@yahoo.com
۱۲.aLysha - Rapper_Alysha@yahoo.com
13.Bangsta - l3angsta@yahoo.com
14.aLi Morfin - Rapper_ali_morfin@yahoo.com
15.Bermuda - Rap_Bermuda@yahoo.com
16.Peyman-Chet - eyman.chet@yahoo.com">Peyman.chet@yahoo.com
17.Duzakh - Rap_Duzakh@yahoo.com
18.Shayan - shayan_021@yahoo.com
19.GaR - Ali_IverSon_03@yahoo.com
20.Memphis - gun_memphis_gangsta@yahoo.com
21.NerGaL - siNa_NergaL@yahoo.com
۲۲. Siamak - Siamakagha@yahoo.com
23.Emziper - GoldenBoy_Ir@yahoo.com
24.Hesam Steps - Hesam.Steps@yahoo.com
25.Milad Big Bang - mehran_new_bigbang@yahoo.com
26.Marmooz-e-siyah - iliamb_504@yahoo.com
27.MehDi Tirip 041 - Tirip041@yahoo.com
28. Morgen - Rap_Devil_021@yahoo.com
29.Rash Gouroup (Mosy) - mosy_rashgroup@yahoo.com
30.Flasher - flasher_kalshakh@yahoo.com
31.Zakhmi - farzin_b2003@yahoo.com
32.Dj Raminem - word9word@yahoo.com
33.SeveN - seven.rappa@yahoo.com
34.Arash Mb *20Cent - arash_eastrap@yahoo.com
35.Rash Goroup " Smith - smith_best_68@yahoo.com
38.khaf man - dourtar_az_negahat@yahoo.com
39. S.h.z " 8pa - rap_8pa@yahoo.com
40.Ice Box - icebox_amir@yahoo.com
41.DiRTY RAP > SaEeD DRAGON - Im.Love@yahoo.com
42.DiRTY RAP > Mohammd To0R - mr69_2pac@yahoo.com
43.RAPTOR - shahrokh_mitler@yahoo.com
44.Yasha-z-a - yasha_z_a@yahoo.com
45.Makkar - behkam_makkar@yahoo.com
46.Mory - mory_24_68@yahoo.com
47.Saeed 2Pac - saeed_toopak_manam@yahoo.com
48.Atom - reza.atom@yahoo.com
49.Kami Mc - kambiz_mc@yahoo.com
50.Shaya - shaya_sbw@yahoo.com
51.Omidz - omidz.khodaz@yahoo.com
52.Arash Steps - arash.Steps@yahoo.com
53.Muto - motorappaz@yahoo.com
54.Dariya - 4riya@Yahoo.com">D4riya@Yahoo.com & ariya_Fightclub@yahoo.com">Dariya_Fightclub@yahoo.com
55.Soorena - Sorena_aka_Gooraz@yahoo.com
56.Rmin__3xmafiya - devils_night004@yahoo.com
57.Tramp - the_morello_gang@yahoo.com
58.Arteen - arteen_asatir@yahoo.com
59.Pishva - rap_pishva@yahoo.com
8pond-AsaTiR - rap_8pond@yahoo.com.60
61.P.i.M.p - KaC - pimpkac@gmail.com
62.MarMooLak - ehsankh11@yahoo.com
63.Erteash - khashi_erteash@yahoo.com
64.M-Shi - so12oosh@yahoo.com
65.Mehrdad Ghodrat - mehrdad_manson_2005@yahoo.com
09329510111
id:hosein_tohi

خوتو کامل معرفی کن
-من حسین هستم ملقب به حسین تهی ۲۰ سالم بچه ی فلکه ی سوم تهرانپارس هستم
-رپ رو از کی می شناسی؟
-از بچگی آهنگهای رپ آمریکایی ها رو گوش می کردم و ازش خوشم میومد
-تو و ابلیس از ۰۵۱ جدا شدید.الان ۰۵۱ وضعیتش چیه؟
-والا گروه ۰۵۱ که منو حسین(ابلیس) ازش جدا شدیم و اینکه بیشتر ما ۲ تا اونو میچرخوندیم.الانم فکر نمی کنم ۰۵۱ی مونده باشه.می خواستیم یه گروه دیگه به نام H2 بسازیم(۲ تا حسین)که اونم کنسل شد.
-نظرت راجع به امیر تتلو چیه؟چند وقته میشناسیش؟
-امیر و یکی۲ سال میشه میشناسمش.ولی سر خوندن باهم رفیق نشدیم.ما باهم تو یه مهمونی رفیق شدیم و اینکه خیلی پسر خوبیه.
-چرا توی هنگ پانتومیم ورسه تو انقدر کوتاه بود؟
-چون قرار نبود من تو این آهنگ بخونم.ولی به اصرار بچه ها که کار خوبی شده منم یه تیکه خوندم.
-تکست ها و بیت هات رو از کجا میاری؟
-تکست هارو که کاملا خودم میگم.ولی بیت رو نظر میدم آهنگ سازم برام می سازه.
-نمی خوای رقص اندام ۴ رو بدی بیرون؟
-نه هنوز ۳ رو بیرون ندادم که ۴ رو بدم بیرون.
-ولی آهنگ Real Rap به رقص اندام ۳ معروف شده.
-چون یه سری دشمن واسه حسودی تا دیدن رقص اندام ها ترکوندن حسودی شون اومد توطئه کردن رقص اندام ۳ رو درست کردن.
-از اینکه متی ۵شولی دیست کرده نظرت چیه؟
-خنده داره!!دیس باحالی شده
-از چه رپری خوشت میاد؟(ایرانی)
-تو تشکر سرخ پوستی گفتم:زدبازی-ابلیس-هیچکس-شایان-دیو-پیشرو
-خارجی؟
-2pac---50cent---DMX---Ja rule---Luda cris---Snoop doog---d12---Busta rhymes---BIG
-آهنگ بعدیت کی میاد؟
-فعلا دارم آهنگ۱۰۰۱ شب رو تکمیل می کنم.بعدشم دارم سایتwww.tohimusic.com میارم بالا.احتمالا چند هفته دیگه.
-شایعه شده می خوای با رضا اتم کلیپ بدی بیرون.
-نه.شایعه س.
-می تونی همین الان ۲ بیت فر استایل بخونی؟
-الان ۲ ساله---وضعیت رپ ایران مساعده----واسه همین داری می کنی با من مصاحبه---مسابقه میدم با همه---می برم تا بهم بگن خدا همه
-عالی بود.خب نظرت راجع به اون دختر ۱۴ سالهه(نیلو)که عاشق تو سده بود چیه؟
-(با خنده)نظر خاصی ندارم.فقط به چشم طرفدار نگاش می کنم
-با این همه داف چی کار می کنی؟
-(می خنده)برج میسازم!!ای بابا داف چیه.بیخیال
-حالا که از ۰۵۱ اومدی بیرون نمی خوای بری تو ۰۲۱؟
-نه.ترجیح میدم تنها کارکنم تا توی یه گروه یا دسته ی خاصی باشم
-حرف آخر؟
-انشاالله رپ فارسی با تلاش بچه ها جهانی بشه
-الان که ساعت ۵ صبحه چی کار می کنی؟
-اولا صبح بخیر.بعدشم برم بخوابم
-صبح تو هم بخیر

تهیand ابلیس![]()
اینم بیوگرافی و مصاحبه با تهی
اسم: حسین لغب: تهی
محل سکونت: تهران متولد: 1366
از کی رپ وآهنگ های رپ را دنبال میکنی ؟
از سال 1379 علاقه پیدا کردم به رپ و از سبک و طرز بیان جملات در آهنگ های که سبک رپ دارند خوشم اومد و دوست داشتم با این سبک بیشتر آشنا شم.
از کی شروع کردی به رپ خوندن ؟
اواخر سال 1381 من شروع کردم به رپ خوندن اما کار هامرو توخونه و برای خودم می خوندم و اصلا قصد بیرون دادن یا حتی گذاشتن آهنگ هام بر روی اینترنت نداشتم مثلا از آهنگ های رکورد شده در خونه برای خودم تا اینجای که ذهنم یاری میکنه میتونم از : عدای باحالی ـ دیس فتال ـ و... میتونم نام ببرم که میگم بازم برای خودم خوندم و پخش نکردم.
با چه کسانی توی رپ فارسی حال می کنی ؟
شایان, سامان ویلسون,حسین ابلیس, امپیزر و Rf
از خواننده های خوارجی چه کسای رو قبول داری و حال میکنی؟
Outlow , Mobb-Deep , LiLi Bow Wow , Puff Dady , B . i . G , D-12 , DMX , Tupac , Snoop Dogg
قصدت از خوندن آهنگ فساد چی بود؟
راستش خوندن این آهنگ داستان طولانی داره ولی مختصرا توضیح می دم , من اول قرار بود آهنگ « رسم بازی زندگی» رو با حسین ابلیس بخونم که به دلایل زیادی این کار انجام نگرفت و اون آهنگ حسین با Mr.Killer خوند بعد از اون کار من به حسین گفتم که بیا آهنگ فساد رو باهم بخونیم ؟ اونم قبول کرد و خلاصه این آهنگ رو ساختیم و هدف ما این بود که چون در جامعه فساد زیاد شده این آهنگ رو باهم بخونیم .
نظرت در باره ی آهنگ فساد چیه؟
با اینکه روش وقت کمی گذاشتیم ولی به نظر من کار خوبی از آب دراومد.
کمی در باره ی آهنگ های جدیدی که قصد ساختن انهارو داری برای ما توضیح بده؟
من به امید خدا دارم4 تا اهنگ می خونم که فعلا تکست ها کامل شده و در حال ساخت بیت هستیم , اسم 4 آهنگی که انشا الله تا بهمن ماه بیرون میاد به ترتیب هست:1- کل بسه 2- پیشوا (با سموک داک ) 3- نفرت ( با سون )4- بکس051 (با ابلیس) .
در باره ی آهنگ کل بسه تو ضیحات بیشتری به ما بده؟
من داشتم یک روز به آهنگ هایی از گروه های مختلف رپ فارسی گوش می دادم و قتی مقایسه میکردم با رپر های خارجی میدیدم اصلا هیچی در مقابلشون نیستیم و دلیلش هم چیزی نیست جز کلکل بیهوده میان رپر های فارسی بعد به این فکر افتادم که یک آهنگ در باره کلکل بخونم و به این قضیه خاتمه بدم خلاصه این شد که تصمیم گرفتم این اهنگ بخونم .

id:rz_pishro
09126275862

خودتونو معرفی کنید
رضا هستم 21 ساله از تهران
گروهی ندارید؟
نه
نظرتون درباره ی رپ پرشین رپ چیه؟
خیلی مسخره اس آشغاله اگه چند تا بزرگ نداشت که ول معتل بود
چرا رپ می خونید؟
1 عقده
2-علاقه
3-ارضا میشم
بین رپرای ایرانی کیا رو دوست داری؟؟
ما چند نفریم که خوبیم روابط خوبی با سروش (هیچ کس) دارم البته ابلیس و تهی و سهراب و سامانم از دوستانمن که اینا خوبن
کدوم آهنگت از نظر خودت ترکونده؟
چوابی ندارم شاید برو از پیش من ولی من آهنگ های دیگمم دوست دارم
در حال حاضر کجایی؟
جوابو نمی دو چون 1 تحت تعقیبم 2 گفتن نگم
بیکاری چی میکنی؟
ندارم
آهنگ ها و تکست هاتو خودت می نویسی دیگه؟
آره مسلمه
1 اعتراض دارم اونم اینه که آهنگ باید برم با کیفیت پایین تو اینترنت پخش شده
چرا اسم پیشرو و 3pak رو انتخاب کردی؟پیشرو واسه اینکه بعد از ازادیم از زندان خیلی پیشرفت کردم روز به روز ثانیه به ثانیه 1 ایده ی جدید برای راههای زندگیم
چرا اسم 3pak رو انتخاب کردی؟چون تسلط زیادی روی متن های 2pak داشتم
درباره ی کار های آینده ات یه توضیحی بده
بعد ها متوجه می شوید
حرف آخر؟
(بالاخره تموم میشه ریاضت وزجر/منو تو کنار همین زیر نور شب
ستاره ها می سوزونن خاطرات بعد/ تولد دوباره ای رو می گیریم جشن)
این یکی از هدف های منه
اعتراضی نداری؟
باید اعتراض کرد اینجا جاش نیست

آهنگ مورد علاقه رضا باید برم است که در اخر این آهنگ اعلام می کند 2سال
رپ نخواهد خوند اما به دلایلی نتوانست اینکارو بکند و تصمیم گرفت ادامه دهد و خیلی ها رو با
این تصمیم خوشحال کرد.رضا پیشرو همیشه از سروش لشکری ملقب به هیچکس به عنوان
برترین رپ کن ایران در کنار خود نام میبرد.
وی می گوید برای انتخاب بهترین خواننده فقط نیاز به گوش دادن به آهنگ های او نیست بلکه باید
واقعیت زندگی اورا دانست. نامزد وی که ملقب به آتش است تا به اینجا دو اهنگ بیرون داده است
که یکی با همکاری خود رضا و پیمان قدرت بود و دیگری هم به تنهایی رکورد کرده است.
ماجرای نامزدی پیشرو با آتش
اسم اصلی نامزد پیشرو که او را با نام آتش می شناسن بهاره است و ماجرا اینه که این بهاره که
قیافش رو ببینید یاد بدهکاری هاتون می یفتید رپ می خونده و یه شب رضا پیشرو مست میکنه و
میزنه این خانومه بهاره رو ... می کنه. سر همین موضوع وقتی رضا مستی از سرش می پره
می فهمی چه کرده....
بهاره هم به سروش شکایت می کنه و رضا هم مجبور می شه با بهاره یا همون آتش نامزد کنه و توی
آهنگ باید برم میگه (( مجبور بودم با عشق نافرجام بمونم به زور )) و منظور هم همینه حالا جریان
آهنگ عشق من یک آهنگ الکی و ظاهری است
بهاره است البته میگن از هم جدا شدن![]()

تو رو خدا نگاه کنید چقدر زشت است![]()

دلیل جدایی پیشرو و آتیش معلوم شد خیانت پییشرو به آتیش بوده و با نانا که تو اهنگ من خنگ
شدم با دیاکو و فلاکت میخونه رضا رابطه بر قرار کرده بود
واقعا برات متاسفم اقا رضا هوس باز پس تو اهنگ واقعیت حرف دلشو زد![]()
زندگی یه بازی نیس بلکه هوس تو خلوت مسیر معین بن بستیه به نام شهوت
این بار واقعا فهمیدم پیشرو با آتیش بهم زدن به چهار دلیل ![]()
![]()
![]()
۱: از وب سایت پیشرو آهنگ های آ تیش برداشته شده![]()
۲: آهنگ داد بزن که پیشرو خوانده درباره ی همین موضوع است![]()
۳: بهراد با آتیش که چت می کرده خودش گفته و تو برمودا نوشت![]()
این هم عکس نانا:

اینم عکس آتیش:

اینم که خود رضا :

من که به شخصه خیلی ناراحت شدم ما اصلا قدر هنرمندامونو نمیدونیم اگر این خواننده ها با مجوز بخونند هم به نفع خودشونه ودرآمدشون چند برابر میشه وهم به نفع دولت ومردم
گروه Zedbaziدوباره چندوقت پیش کنسرت گذاشته وخیلی هم ترکونده اگه تو ایران وبه صورت آزاد این کنسرت ها برگزار شه واقعا عالی میشه البته قبول دارم بعضی از آهنگاشون واقعا مزخرفه اما میشه روش کار کرد
من با مراجعه به چندتا سایت و وبلاگ دوستان وسایت های خود این رپرها یه پست آماده کردم از بیوگرافی وعکس های رپرهای مورد علاقه ام پیشنهاد میکنم شما هم یه نگاه بندازید

ادامه مي دهيم
داستان های شیوانا این استاد معرفت همیشه منو مجذوب خودش میکنه یه داستان ازش خوندم که خیلی به نظرم زیبا اومد.......مضمون داستان همچین چیزی بود....![]()
یک روز فردی نزد شیوانا آمد و گفت: عشق چیست ؟ شیوانا به او گفت به گندمزار برو و پر بار ترین ساقه ی گندم را برایم بیاوربه این شرط که حق بازگشت به عقب نداری...... فرد پس از مدت طولانی با دست خالی بازگشت شیوانات گفت چه شد؟ شخص جواب داد هرچه بیشتر پیش می رفتم ساقه های پربار تر را در دورتر ها میدیدم تا به آخر گندمزار رسیدم و دست خالی ماندم...... و شیوانا گفت عشق یعنی همین آنگاه شخص پرسید ازدواج چیست؟ شیوانا گفت به جنگل برو و تنومند ترین درخت را بیاور و باز هم حق بازگشت به عقب را نداری.... و شخص پس از مدت کوتاهی با درختی معمولی بازگشت و شیوانا پرسید: چه شد؟ گفت از ترس آنکه باز هم دست خالی نیایم اولین درخت تنومندی که دیدم را آوردم..... و شیوانا گفت ازدواج یعنی همین......
واقعا این داستان چیزای زیادی تو ش نهفته اس اگه واقعا بفهمیم
پامو دارم میکنم تو کفش هومن امیدوارن که هومن ناراحت نشه ولی مطلب عارفانه همینه دیگه
خداوندا
اگر روزي بشر گردي
ز حال ما خبر گردي
پشيمان مي شوي از قصه خلقت
از اين بودن از اين بدعت
خداوندا
نمي داني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا
چه دشوار است
چه زجري مي کشد آنکس که انسان است
و از احساس سرشار است

بهترین متنای دکتر شریعتی رو انتخاب کردم وبه مرور براتون میذارم
اگه شمام متنی داشتید حتما برام کامنت بذارید
امروز برای شروع ۲تا از اونارو براتون میذارم
امیدوارم خوشتون بیاد
من که خیلی دوست دارم
پس فعلا یا علی
اگر تنهاترين تنها شوم باز خدا هست
او جانشين همه نداشتنهاست
نفرين ها و آفرين ها بي ثمر است
اگر تمامي خلق گرگهاي هار شوند
و از آسمان هول و کينه بر سرم بارد
تو مهربان جاودان آسيب نا پذير من هستي
اي پناهگاه ابدي
تو مي تواني جانشين همه بي پناهي ها شوي
يه سورپرايز عالي دارم براي همه ي کساتي که دوست دارند با ديد ديگه اي به دنيا نگاه کنند
نمي دونم کتاب11دقيقه ي پائيلوکوئيلو رو خونديد يا نه
اين کتاب در ايران ممنوع الچاپ ولي خوب من پيداش کردم
از دوست خوبم هومن عزيز که باعث شد من کتاب هاي پائيلوروبخونم ممنون
فقط خدا کنه فيلتر نشم
اگه مايليد اين کتاب که 9فصل داره رو بخونيد به ادامه ي مطلب سري بزنيد
سورپرايزهاي خوبي براتون دارم همش که عشق نميشه بايد براي گسترش روح به عرفان هم دست برد
منتظر باشيد
يا علي
ادامه مي دهيم

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم
چه خواهد ساخت!
ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یک ریز و پی در پی دم خویش را در گلویم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
بدین سان بشکند در من سکوت مرگبارم را !!!!
از وبلاگhttp://www.tabestane-sard.blogfa.com/
فهميدي عشق راچه مشکل کردند
مارا از درون خود غافل کردند
هيچکس فکر کبوترها نيست
سهراب بيا که اب ها را گل کردند



